[قسمت ۱]
آروم آروم مرد میشد
رنگ چهرهش زرد میشد
از بلندی پرت میشد
قصه این بود
قصه این بود
[قبل هم خوان]
با یه مشت حرفای تازه بعد یه عمر روبهرو شد
این تموم ماجرا بود
قصه این جوری شروع شد
اون کی بود، اون که دوسِت داشت
بگو واقعاً کی بود، کی؟
حالش مث قبل نشد از وقتی با تو روبهرو شد
[هم خوان]
من بودم اون کوهی که به چشمای تو کوچیکه
منم من همون آغوشی که یه روزی خونهت بود
من بودم آی دیوونه
حیف یادت نمیمونه
یادت رفته این آدم یه روز دیوونه ت بود
[قسمت دوم]
آروم آروم مرد میشد
با خودش هم درد میشد
یخ میزد، خونسرد میشد
قصه این بود
قصه این بود
[قبل هم خوان]
با یه مشت حرفای تازه بعد یه عمر روبهرو شد
این تموم ماجرا بود
قصه این جوری شروع شد
اون کی بود، اون که دوسِت داشت
بگو واقعاً کی بود، کی؟
حالش مث قبل نشد از وقتی با تو روبهرو شد
[هم خوان]
من بودم اون کوهی که به چشمای تو کوچیکه
منم من همون آغوشی که یه روزی خونهت بود
من بودم آی دیوونه
حیف یادت نمیمونه
یادت رفته این آدم یه روز دیوونه ت بود