[بخش یکم]
[قسمت: ابوالفضل و احمدرضا]
امدرذا کجایی؟
نه قند داریم، نه چایی
نه گوشت و مرغ و ماهی
خوشبخت بشی الهی
وای که چه رقص پایی
جا بحث داره خدایی
اَ خاندان الهی تا ممّد کلاهی
حتی منصور غلامی، مخلص ابوالفضل جانـیم
یهو دیدی یه جایی با هواپیما یا سواری
تو اسکله با گاری، از اهواز تا ساری
مهم نی شاغلی یا بیکاری، ما همه بندهی خداییم
[بخش دوم]
[مقدمه: احمدرضا]
خانمها آقایان، اَبُل اَمَد ۲ تقدیم میکند، وِیی!
دیه، هه
[قسمت: احمدرضا، ابوالفضل، احمدرضا و ابوالفضل]
حجم بسته روزانهام چند گیگـه، اِنَه، چند گیگـه، اِنَه
رمی دارم، سیت نگم، ده گیگـه، اِنَه، ده گیگـه، اِنَه
وَه چینه ها سر سفره؟، تهدیگـه، اِنَه، تهدیگـه، اِنَه
جملههام دِه ای آهنگ سنگینـه، اِنَه، سنگینـه، اِنَه
کت و شلواری خریمه، سفیدـه، اِنَه، سفیدـه، اِنَه
شنیدم ممّد PS5 خریده، اِنَه، خریده، اِنَه
گیریم خریده باشه، کو هزینه؟، اِنَه، هزینه، اِنَه
ما برّهایم ولی گرگ در کمینه، اِنَه، (*زمزمه*)
[پایانی: ابوالفضل و احمدرضا]
شنیدم فضاییها گاو میبرن دِه سفینه
اَ کُرَه، ونو آیم هم میبرن
آها، راستی، او آهنگکَه که او روز هَنی، بهون
کُمشو؟
آو وِنَه که فلبداههای هم تهش هَنیم
آها، فَهمِسِم، باشد
[بخش سوم]
[قسمت: ابوالفضل]
سر بیآوارمه
اِنِه زِرِه وِرِرَه
اِی، بِنازم او وِلِ دائهـت
دل زارِم، چَش خارِم
ایده زاری *** خارِم
عه، اِنَه زاری چَش خارِم
عه، عه، عه، عه، عه، عه، عه