[قسمت]
یهزمان نداشتم حتی یه bestie
تو مدرسه، حد اقل سر کلاسها
وگرنه بیرون کلاس تمسخرها به راهه
گیر میدادن به لباسهام
مسخره میکردن کچلا موهام
حرارت میزد بالا از ***ـشون
حرف میزدن بام واسه خنده
الان دیگه نمیزارم حتی ***ـشون
میخندیدن به کونم حتی دبیرها
گاهی اوقات میگم ** خوار تنهایی
ولی الان نه *** شدم، نه بنگی، ها!
رفیقها *** هم میذاشتن تو تنهایی
تو هم دیگه پشمهات سفیدـه، چاقال
از سنت خجالت بکش
بذارید سفید برفی دیجیکالا
تورو باس بوس کرد، ****** با یه چشم
چشمهات آبی، چشمهام قهوهای
حسم آبی، ***ـت قهوهای
چون جدیداً گنده میرینم برات
بذارین تیندر، بکننش حلقهای
میبینم TV شیش، میبینی BBC
تو دنبال Cash، من دنبالت با BBCـم
تو میشنوی آژیر، من Playـه بوق
تو ماشینم هرجا میرم با ۲۰۶
تِمام آبی، پرسپولها فشاری
***ـتون گذاشتین خودتون حسابی
من دیگه نذارم
بذارم، باید جفتپا بیام تو گلتون انقدر گشادین
[ترجیعبند]
هر صبح، هر روز، لاشیها
یکسره بوق ماشینها
هی زیر پا میلرزه کاشیها
،چون نر- براتون شاخ شین yea
هر صبح، هر روز، لاشیها
یکسره بوق ماشینها
هی زیر پا میلرزه کاشیها
،چون نر- براتون شاخ شین yea
هر صبح، هر روز، لاشیها
یکسره بوق ماشینها
هی زیر پا میلرزه کاشیها
،چون نر- براتون شاخ شین yea
هر صبح، هر روز، لاشیها
یکسره بوق ماشینها
هی زیر پا میلرزه کاشیها
،چون نر- براتون شاخ شین yea