[قسمت اول]
لاکداونه و نُهِ شب به بعد
نمیشه تو خیابونها پرسه زد
اگه کسی نشونهای دید از خرابکاری و نگه بعد به من
وای به حال همه اهلِ شهر
دیده شده میخ میکارن سر راهِ همه گشتیها
فراموش شده پستیها؟
احترام بالادستیها؟
ایندفه رو که میگذرم ولی ملخک یه بار جستیآ!
پسرک اینو شنید و رفت
سوار چرخ
از دم ساحل شنی گذشت
آب میچکید از شلوارکش
نمیگزید از این حرفا ککش
گفت به خودش رکاب بزن
تو موهات بپیچه بادِ گرم
دور از حال بد، قیل و قال شهر
خورشید درخشان بالا سر
تا چشم کار میکنه خشکه چپ
راست صنوبرا پشت هم
مامان اگه کشته بشم تو غصه نخوری خوشگلم
Vive la résistance
شده تیکهتیکه بشیم پاش
قطارو یا پس میگیریم یا همگیمون میترکیم باش
توی همین فکرا بود
حرفاشو میکرد تکرار اون
اشغالگر چشم دریده رو میندازیم بیرون مدرسه دیگه بسه اینم از انشامون
لویی رو میخوام و ژان و پییِر
کار دارم واسه سهتاتون
[همخوان]
When they poured across the border
I was cautioned to surrender
This I could not do
I took my gun and vanished
An old woman gave us shelter
Kept us hidden in the garret
Then the soldiers came
She died without a whisper
[قسمت دوم]
دو تا گل آبیرنگ
چید از بوتهای که بالا میرفت از آلاچیقِ حیاط و با میخک
دستهگلی ساخت که باریکلا
گذاشتش روی میزِ مامان
زمزمه کرد من پیشِ بابام
یه نیگا به کوچهی باریک انداخت
ستاره نبود و تاریکِ هوا
توی خونههای گرم آدمایی که از اینا فارغن
مخمل آسمون بالاسر، تو هوا عطر بوتههای گز
دوس داره شنا کنه
حرکات خیلی حساب شده
راندِوو داره باندِشون باید اسمِ شبو اون صدا کنه
دینامیت هست، فیتیله نیس
جاش پنبه پیچیده خیس
مارتیه میگه کافیه 22 میلیمتر بر ثانیه توام میدوی دیگه چیزی که نیس
بوم صداشم لاتیه
ریه هارو پُرِ بوی علف
کرد و پا کوبید سوی هدف
[همخوان]
When they poured across the border
I was cautioned to surrender
This I could not do
I took my gun and vanished
An old woman gave us shelter
Kept us hidden in the garret
Then the soldiers came
She died without a whisper
[پایانی]
There were three of us this morning
I'm the only one this evening
But I must go on;
The frontiers are my prison
Oh, the wind, the wind is blowing
Through the graves the wind is blowing
Freedom soon will come