[متن آهنگ «انتقال» از فرشاد]
[بخش اول]
از پائین شهرِ درونم
از زبونِ زخمهای زاغه نشینم
از زبونِ بروزِ بارزِ خشم از داخلِ سینهم
دستِ من نیست که متولد نشدم ساده بمیرم
به جنگِ با خورشید میرم
اینا میخوان یه جا توی سایه بگیرن
زندگی میگیره ازت
حتی هرچی نداده رو
عرف، فرهنگ میکِشن هر سمت
باید باز کرد این قلاده رو
میبَرَدت سمتِ پائین اون تودهای که ندید فراتر رو
ببین چیا چیدن توو این ساختمون
فقط واسه دعوتی از نما نرو
من کُشتم توو مسیر بهانه رو
وقتی دیدم میبُرن سرها سر رو
هر موردی اکثریت دیکته میکرد
برمیداشتم خلافِ رو
بودن فرسایندهست
اونا میزنن نباشن
من میسازم بکوبم
نمیزنم بمونم
من پشتم به هیچ جا نیست گرم
جهانِ اطراف سردرگمه
نمیدونه کدوم وری بده هُلم
تا من نتونه بشه بلند
به قید و بند
نمیره پام
نمیافتم حتی بریزه جام
بیتکیهگام
یه ول شدهام
تو خُرد میشی اگه ولت کنن
هی میشه نگام خسته
میبینم بگاست لحظه
اوضاع میشه بدتر اگه بذارم تصمیم بگیره به جام صحنه
از شما بیمقدارها کندم و وصلم با چهار خط شعر به آینده
جزئیات بوده توو حجاب
وقتشه که بشه این لباس کنده
[همخوان]
میشم منتقل
از این حالِ منجمد
می شم منتقل
به فضای مشتعل
جُم نخوری کُشتنت
باید شد بیدار از این خوابِ مُمتنع
میشم منتقل
با یه دادِ آزادِ مستقل
[بخش دوم]
من زندگیم با جربزه بود
ظاهر نشدم جلو دوربینِ شما بزدلها
بیخِ گوشم
زیر خونهم میکُشتن آدم
"میگن وایبِ رنگی نمیده کارش"
آره لودههای خُرده پا
میخوابید زیر سفره واسه لقمهها
بلنده شعلههای رشدِ ما
که میسوزونه چشم و ابروت
نمیرسی چه فرم چه تکنیک
چه به گَردِ شعر و مفهوم
زندگیت هم نیست جدی
میمیره هر لحظه بلندگوت
رد میشه هر مود از روت
خنثیای
نه قبولی نه مردود
همیشه زرد و محدود
این هم به زبونِ خودت
موردهای قبولِ دورت
این اصالتی که تومه قراره به نوه نتیجهت هم کمونه کنه
من توو یه راه دیگهام
که رد شم از سالِ پیشم
زبون رو از دهن بنداز بیرون
تویی مزه خوره میزِ حاکمیت
هنوز تاریکام
ولی وایسادم پای معیارهام
بکنید جمعش
شما که سهلاید
من زنده موندم لای شیطانهام
روبروی تخریب باید مخرب بود
همتون کور میلولید
آب ساکنه مُردید رو میمونید
کاش حداقل کُپیهای خوبی بودید
نشخوار کُنه استفراغِ داغِ رئیس زیرِ سایهی پول
میگیرید لب از لاشهی سود
پسرهای بَده قانعِ خوب
نمیکنه چیزی انگیزهم رو کور
ترکشَم میخوره نزدیکم و دور
زیربنام رو ساختم محکم
تغییری نمیده اندیشهم رو زور
به حرکت درمیاد از پیشم سکون
بکشید شما نتیجهش رو بو
بکَنید چاله
اما هر بار ما باز هم میکنیم زخمیتر شروع
پلاسیدهها
تهِ ظرفِ جهان ماسیدهها
نه مهموناید نه اهالیِ ما
این زنجیره پیوستهست
خفه میشید لا توالیِ ما