[مقدمه]
مث ابرهای بارونی
با این حالی که میدونی
مث دریا پریشونم
تو هرچی دورتر میشی
به من مغرورتر میشی
همون مجنون و دیوونهم
[ورس ۱]
چه کیفی داره تو دریا (دریا)
توی موهات غرق باشم به آسونی
تو این حال پریشون و
نشستم زیر بارون و
نمیدونی
[همخوان]
بگو چی تو چشات داری که اقیانوس احساسه
حسودی میکنه دریا به این چشما
بازم عطر تو پیچیده
هوا سرمست موهاته
بازم آغوش من گرمه به این رویا
تو رو میخوام
بگو چی تو چشات داری که اقیانوس احساسه
حسودی میکنه دریا به این چشمات
بازم عطر تو پیچیده
هوا سرمست موهاته
بازم آغوش من گرمه به این رویا
تو رو میخوام
[ورس ۲]
بیا حتی اگه دوری
مگه کی جز تو این احساس رو میفهمه؟
بزن بارون که این روزا
خرابه حال من هرروز این هفته
مگه دل دادن آسونه؟
تو اینو خوب میدونی
تو این روزای بارونی
تو عشق مرد مجنونی
[پایانی]
بگو چی تو چشات داری که اقیانوس احساسه
حسودی میکنه دریا به این چشمات
بازم عطر تو پیچیده
هوا سرمست موهاته
بازم آغوش من گرمه به این رویا
تو رو میخوام
بگو چی تو چشات داری که اقیانوس احساسه
حسودی میکنه دریا به این چشما
بازم عطر تو پیچیده
هوا سرمست موهاته
بازم آغوش من گرمه به این رویا
تو رو میخوام