[متن آهنگ «کویر باور» از حبیب]
[شعر]
یه درخت خشک و بیبر میون کویر داغ
توی تهموندهی ذهنش نقش پررنگ یه باغ
شاخهی سبز خیالش سر به آسمون کشید
بـر و دوشش همه پـر شد ز اقاقی سفید
شاخهی سبز خیالش سر به آسمون کشید
بـر و دوشش همه پـر شد ز اقاقی سفید
زیر سایهی خیالی کمکمک چشماشو بست
دید دوتا کفتر چاهی روی شاخههاش نشست
زیر سایهی خیالی کمکمک چشماشو بست
دید دوتا کفتر چاهی روی شاخههاش نشست
[پیشهمخوان]
اولی گفت، «اگه بارون باز بباره تو کویر
دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر»
دومی گفت که قدیما یادمه کویر نبود
جنگل و پرنده بود و گذر زلال رود
[همخوان]
گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره
اون درخت اما هنوزم تو کویر باوره
گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره
اون درخت اما هنوزم تو کویر باوره
[پل بیکلام]
[پیشهمخوان]
اولی گفت، «اگه بارون باز بباره تو کویر
دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر»
دومی گفت که قدیما یادمه کویر نبود
جنگل و پرنده بود و گذر زلال رود
[همخوان]
گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره
اون درخت اما هنوزم تو کویر باوره
گفتن و از جا پریدن با یه دنیا خاطره
اون درخت اما هنوزم تو کویر باوره
[شعر]
یه درخت خشک و بیبر میون کویر داغ
توی تهموندهی ذهنش نقش پررنگ یه باغ
شاخهی سبز خیالش سر به آسمون کشید
بـر و دوشش همه پـر شد ز اقاقی سفید
شاخهی سبز خیالش سر به آسمون کشید
بـر و دوشش همه پـر شد ز اقاقی سفید
زیر سایهی خیالی کمکمک چشماشو بست
دید دوتا کفتر چاهی روی شاخههاش نشست
زیر سایهی خیالی کمکمک چشماشو بست
دید دوتا کفتر چاهی روی شاخههاش نشست
[پایان]
یه درخت خشک و بیبر میون کویر داغ